شب بودوشمع بودومن بودموغم
شب رفت وشمع سوخت و من ماندم وغم
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 ساعت: 17:38
شرح مختصر زندگانی استاد شهید آیت اللهمطهری
استاد شهید آیت الله مطهری در ۱۳ بهمن۱۲۹۸ هجری شمسی در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانیچشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی
می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزهعلمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برایتکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آنآیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه راسه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقیخوانساری به عهد گرفته اند.
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: شنبه 21 ارديبهشت 1392 ساعت: 2:08
در کجاها می توان مودت و مهربانی را یافت؟
آیا نوع مواجهه ما برای دست یابی به این موضوع درست است؟
لطفا نظرات خود را با ما درمیان بگذارید.
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: پنجشنبه 19 ارديبهشت 1392 ساعت: 23:22
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 ساعت: 4:11
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 ساعت: 4:11
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 ساعت: 4:11
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 ساعت: 4:02
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 ساعت: 4:02
بغضش را با تمام وجود حس میکنم
از ان بغضهاست که اگر بشکند ویران می کند
خوش به حال اسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند
اسمان نمی داند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد
..............................................
بغض اسمان ترکیده ...
باران دلش می بارد
به دست و دل بازی اسمان غبطه میخورم.
به همه می بخشد کاملا به مساوات...
گویی ریزش قطره هایش را در هر صدم ثانیه تنظیم می کند
تا مبادا به کسی کمتر برسد
که نکند کسی از دستش دلخور شود
خوش به حالش..........
کاش ما ادمها هم کمی از سخاوت اسمان را داشتیم
عشقی را که میدادیم دیگر پس نمی گرفتیم
محبتی را که نثار می کردیم در انتظار جبرانش نبودیم
کاش......................
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 ساعت: 0:54
میکنیم
دائم درتلاشیم که به یه جایی برسیم
امروز مدام در تلاش و تکاپو هسیم تا فردا به فلان جیز برسیم اما به محض
اینکه فردا شد یادمون میره که اون چیزی که امروز به دست اوردیم همون
ارزوی دیروزمون بوده....
اره..... همونی که دیروز اون قدر برای به دست اوردنش تقلا کردیم....
و حالا ننها چیزی که ذهنمونو مخدوش کرده اینه که فردا چی میخوام
من واقعا نمیدونم چرا دیروز های خوبمون رو برای رسیدن به فرداهای به
خیال خودمون خوبترخراب میکنیم
واژه ای به نام امروز برامون خیلی غریب شده دائم در نگرانی دیروز و
اندیشه فردامون هستیم...... باهام موافقین؟
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 ساعت: 0:54
بگذار تا شیطنت عشق
چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید
هر چند ان جا جز رنج و پریشانی نباشد
اما ...
کوری را به خاطر ارامش تحمل مکن
" دکتر شریعتی "
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 ساعت: 0:54
به وسعت یک دریا
و
به تاریکی یک اسمان بی ستاره
اری تنهاییم وسعتی بس تاریک دارد...
تنهایم به اندازه سکوت یک دشت
و
تنهایم به اندازه غربت تمام عصرهای جمعه
اری تنهاییم سکوتی بس غریب دارد...
میدانم که هرگز پیدا نخواهد شد
ان کس که مرهم این تنهایی باشد
اری تنهایی به این اندازه وسیع و به این اندازه غریب
مرهمی بس عظیم میخواهد که یافتنش محال است...
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 ساعت: 0:54
اندیشه مکن که شانه هایت سنگین شود
اندیشه مکن که از کشیدن بار دیگران ناتوانی
در شگفت می مانی از نیروی خویش
به شگفت می مانی که به رغم ضعف خویش
چه مایه توانایی
"مارگوت بیگل"
***********************************
دیشب به یکباره برف بارید
و صبح انفجار کلاغ ها از شاخه های سپید
زمستان در دشت است تا دور دست نگاه
دنیایی بی انتها.
عشق من فصل دیگری رسیده است
و زیر برف مغرورانه و سختکوش
زندگی ادامه دارد ..........
"ناظم حکمت"
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 ساعت: 0:54
شايد هم نمي پاييدم
زيرا به تمناي دلم اگاه بودم
اما.....
تو نخواستي و نتوانستي وفادار باشي
دليلش هر چه باشد مهم نيست
مهم اين است كه
قلبم ديگر به تو اجازه ي ورود نمي دهد.
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 ساعت: 0:54
که به من بیاموزند که تنهایی نعمتی است
بس عظیم و گران بها
اما زمانی که خودم یک عاشق تنها گشتم
ان را نه تنها نعمت ندیدم بلکه در خفقان ان
سوختم و ساختم ....
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 ساعت: 0:54
روزگار غریبی است نازنین
زمانی که کسی رو می خوای و می پرستیش
و فکر می کنی دیگه بهتر از اون پیدا نمی کنی
می ره و تنهات میذاره
اما زمانی که به هیچ کس تو زندگیت فکر نمی کنی
یه عالمه ادم دوست داشتنی از عالم غیب از راه میرسن.......
اسم اینو چی می تونی بذاری؟
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 ساعت: 0:54
پروردگارا در این ظلمت جهل و سنگدلی
مرهم غم هایم باش و تکیه گاه افکارم
سیراب کن مرا از عشق بی انتهایت
سنگ صبور گفته هایم تویی پناهگاه دل خستگی هایم تویی
سرپناه تنهایی تویی مملو کن مرا از روح بی کرانت
گاهی اوقات اونقدر سختی های زندگی عصبی ام می کنه که یه دفعه
به سیم اخر می زنم
تو اون لحظه احساسا می کنم هیچ کس نیست باهاش صحبت کنم
درد دل کنم سفره ی دلم رو براش باز کنم .....
اما درست در همون لحظه که از همه جا و همه کس نا امید شده ام ....
یه حس غریبی در من بیدار می شه .....
احساس می کنم دارم اروم می گیرم هر چه بیش تر به تو فکر می کنم
اون احساس بدی که چند لحظه قبل از زندگی داشتم
کمرنگ و کمرنگ تر می شه ......
حس می کنم که یه کسی هست که داره به حرفام گوش می ده ....
و برای حرفام احترام قائله .....
من فقط گلایه می کنم ..... از زمین و زمان شکوه و شکایت دارم
و تو اروم و صبور و ساکت فقط گوش می دی ......
درست مثل یه سنگ صبور ....
اما تو با تموم سنگ صبورای دنیا یه فرق بزرگ داری ....
اونم اینه که فقط گوش می کنی
اما نصیحت نمی کنی
اما نه ... درست نیست اینجوری بگم....
اره ....... گویی با همون سکوتت داری نصیحتم می کنی ....
نصیحتی که بیش از هر نصیحت گفتاری این دنیا ارزش داره ....
و من با همون پند بی کلامت کم کم اروم می شم ....
اروم و اروم تر....
و سر انجام به لحظه ای می رسم
که یادم می ره اصلا برای چی گریه می کردم ....
و این اخر ارامشه .......
ارامشی که با یاد تو بهش می رسم ....
خدایا :
عاشق این جور نصیحت کردنتم ....
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1392 ساعت: 0:54
پسـرم!
گروهـی هستنـد که اگـر احترامشـان کنـی تـو را نـادان می داننـد و اگـر بی محليشـان کنـی از گـزندشان بی امانـی. پس در احتـرام ، انـدازه نگهـدار.
پسـرم!
سخت تریـن کـار عالـم محکـوم کـردن یک احمـق است. خـون خـودت را کثیـف نکـن.
پسـرم!
با کسـی که شکمش را بیشتـر از کتـاب هایش دوست دارد ، دوستـی مکـن.
هـان ای پسـر!
در پیـاده رو که راه می روی، از کنـار بـرو. ملت می خواهنـد از کنـارت رد شوند.
پسـرم!
در خیـابان که راه می روی، کیـفت را سمت جـوی آب بگیـر، زیـرا کیـف قـاپ زیـاد شده است.
پسـرم!
وقتـی در تاکسی کنـار یک خانـم می نشینـی، جمـع و جـور بنشیـن تا آن بیچـاره احسـاس ناراحتـی نکنـد.
پسـرم!
موقـع رانندگـی خـودت را جـای کسـی بگـذار که دارد از خـط عابـر پیـاده رد می شـود پس حـق تقـدم را رعایت کن.
پسـرم!
اگـر کسانـی از سـر نادانـی به تـو خنـدیدند ، تو بـرای شفایشـان گریـه کـن.
پسـرم!
در تاکسـی با تلفـن همـراه بلنـدبلنـد صحبـت نکـن.
پسـرم!
هیـچ گـاه دنبـال به کرسـی نشـاندن حـرفت مبـاش و همـه جـا سـر هـر صحبتـی را بازمکـن. بگـذار تـو را نـادان بداننـد.
پسـرم!
اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک رسانه بودن آدم را به حماقت می کشاند.
پسـرم!
اگر هواپیمای خطوط ایران را سوار شدی آیت الکرسی بخوان، سه بار موقع بلند شدن و سه بار موقع نشستن.
پسـرم!
اساتیـد را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس اگر نه ،خود دانی.
پسـرم!
در ضمن ، به هر کسی بی خودی لقب “استاد” عنایت مکن. مشک آن است که ببوید نه آنکه عطار بگوید.
پسـرم!
مطالعات خود را محدود به کتابهای مذهبی نکن، کتابهای نویسندگان غربی را نیز بخوان و آنها را کافر مپندار.
فـرزندم!
اگر کتاب یا فیلمی رد صلاحیت شد، حتما آنرا بخوان یا نگاه کن زیرا حتما نکته ای انسانی در آن نهفته است.
پسـرم!
اگر توانستـی استخـدام شوی، در اداره با دو کس رفیـق شـو آنچنـان که دانـی آبدارچـی و یکی از بچـه های حراست.
فـرزندم!
اینقدر SMS بازی نکن، با اینکار فقط درآمد مخابرات را زیاد می کنی.
پسـرم!
راه تو را می خواند. اما تو باور مکن.
پسـرم!
دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ، ادب را از مادرت.
هـان ای پسـر!
اگر دکتر یا مهندس شدی موقع معرفی خود، از این پیشوندها قبل از اسم خود استفاده نکن، زیرا آن نشانه کمبود شخصیت توست.
پسـرم!
می دانم الان داری حسرت دیدار مرا می خوری. یالله بلند شو دست مادرت را ببوس بعد بیا بقیه وصیت را بخوان.
هـان ای پسـر!
خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان. خواستی فرنگ بروی برو. اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو ، اگر رفتی از مملکتت.
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: سه شنبه 10 ارديبهشت 1392 ساعت: 20:41
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: سه شنبه 10 ارديبهشت 1392 ساعت: 20:41
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: سه شنبه 10 ارديبهشت 1392 ساعت: 20:41
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: سه شنبه 10 ارديبهشت 1392 ساعت: 20:41
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: سه شنبه 10 ارديبهشت 1392 ساعت: 20:41
برچسب: نویسنده: مهدی تاريخ: جمعه 6 ارديبهشت 1392 ساعت: 16:48